سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386
می دانید شخصیت شما وقتی دارید چت می کنید با شخصیتی که دارید یا پدرتان حرف می زند چقدر تفاوت دارد؟ اگر تنها و دلشکسته باشید علتش را چگونه به برادر، دوست صمیمی یا همکارتان می گویید؟ حرف زدنتان وقتی با دوستان هم جنس خود هستید با وقتی که با جنس مخالفید چقدر فرق دارد؟ تا به حال به این تغییر حالت ها، گفتارها، عکس العمل ها فکر کردید؟
وقتی به طور مثال با دوست دخترتان تازه آشنا شدید چقدر همانید که او می خواهد و چقدر حرف هایی که می زنید همان هایی است که واقعا به آن اعتقاد دارید؟
من به قضیه این طور نگاه می کنم:
که هر انسانی برای خودش چند نفر است! چند شخصیت جداگانه که حتی در بعضی موارد احساسات کاملا متفاوت و متناقضی دارد. و اینکه در هر لحظه ای کدامین خود باشد کاملا به محیط و اتفاقات پیرامونش بستگی دارد.
بیشتر اوقات این طوری است که وقتی کسی را دوست داریم مقداری از شخصیت خودمان را خرج می کنیم و از شخصیت معشوق عاریه می گیریم! منظور فقط جنس مخالف نیست! کسی که عکس چه گوارا به دیوار می زند، با کسی که عکس مهناز افشار یا جان لنون را روی دیوار خود آویزان کرده فرقی نمی کند. بله! بین این افراد خیلی فاصله است اما اشتراک در از دست دادن قسمتی از شخصیت خود فرد است. آیا این قسمت از دست داده قسمتی از شخصیت نیست که در ما وجود ندارد؟ آیا منی که عاشق صورت زیبایی هستم عکس سقراط به دیوار دارم؟ آیا منی که عاشق موسیقی متال هستم عکس شجریان به دیوار خود میزنم؟ نه! من عکس کسی را روی دیوار خودم دارم که هم او را دوست دارم و هم می خواهم که شخصیتی مثل او داشته باشم.
ما چقدر می دانیم که واقعا چه کسی هستیم؟ چقدر آدم ها در شخصیت های خود، در نقش هایی که هر روزه بازی می کنند گم می شوند؟ چقدر زیاد شدن سن در این ساخته شدن صورتک ها ما دخیل است؟ آیا من همانی ام که 5 سال پیش بودم؟ فکر می کنید 10 سال بعد چه شخصیتی داشته باشید؟
وقتی به طور مثال با دوست دخترتان تازه آشنا شدید چقدر همانید که او می خواهد و چقدر حرف هایی که می زنید همان هایی است که واقعا به آن اعتقاد دارید؟
من به قضیه این طور نگاه می کنم:
که هر انسانی برای خودش چند نفر است! چند شخصیت جداگانه که حتی در بعضی موارد احساسات کاملا متفاوت و متناقضی دارد. و اینکه در هر لحظه ای کدامین خود باشد کاملا به محیط و اتفاقات پیرامونش بستگی دارد.
بیشتر اوقات این طوری است که وقتی کسی را دوست داریم مقداری از شخصیت خودمان را خرج می کنیم و از شخصیت معشوق عاریه می گیریم! منظور فقط جنس مخالف نیست! کسی که عکس چه گوارا به دیوار می زند، با کسی که عکس مهناز افشار یا جان لنون را روی دیوار خود آویزان کرده فرقی نمی کند. بله! بین این افراد خیلی فاصله است اما اشتراک در از دست دادن قسمتی از شخصیت خود فرد است. آیا این قسمت از دست داده قسمتی از شخصیت نیست که در ما وجود ندارد؟ آیا منی که عاشق صورت زیبایی هستم عکس سقراط به دیوار دارم؟ آیا منی که عاشق موسیقی متال هستم عکس شجریان به دیوار خود میزنم؟ نه! من عکس کسی را روی دیوار خودم دارم که هم او را دوست دارم و هم می خواهم که شخصیتی مثل او داشته باشم.
ما چقدر می دانیم که واقعا چه کسی هستیم؟ چقدر آدم ها در شخصیت های خود، در نقش هایی که هر روزه بازی می کنند گم می شوند؟ چقدر زیاد شدن سن در این ساخته شدن صورتک ها ما دخیل است؟ آیا من همانی ام که 5 سال پیش بودم؟ فکر می کنید 10 سال بعد چه شخصیتی داشته باشید؟
نوشته شده توسط هادی صفایی در ساعت 19:48 | لینک
|
